ژورنال دنیای نفیــــــــــس

کاشکی می شد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم

بابا جان فقط پنج دقيقه ، باشه ؟

1390/8/15 16:36
نویسنده : ثمین
1,056 بازدید
اشتراک گذاری

http://marshal-modern.ir/Archive/24094.aspx

بابا جان فقط پنج دقيقه ، باشه ؟
 
http://marshal-modern.ir/Archive/24094.aspx
 
در يك پارك زني با يك مرد روي نيمكت نشسته بودند و به كودكاني كه در حال بازي بودند نگاه ميكردند.
زن رو به مرد كرد و گفت پسري كه لباس ورزشي قرمز دارد و از سرسره بالا مي­رود پسر من است .
مرد در جواب گفت : چه پسر زيبايي و در ادامه گفت او هم پسر من است و به پسري كه تاب بازي مي­كرد اشاره كرد .
مرد نگاهي به ساعتش انداخت و پسرش را صدا زد : سامي وقت رفتن است .
 
http://marshal-modern.ir/Archive/24100.aspx

سامي كه دلش نمي­آمد از تاب پايين بيايد با خواهش گفت بابا جان فقط 5 دقيقه . باشه ؟
مرد سرش را تكان داد و قبول كرد . مرد و زن باز به صحبت ادامه دادند . دقايقي گذشت و پدر دوباره فرزندش را صدا زد : سامي دير ميشود برويم . ولي سامي باز خواهش كرد 5 دقيقه اين دفعه قول ميدهم .
 
http://marshal-modern.ir/Archive/24095.aspx

مرد لبخند زد و باز قبول كرد . زن رو به مرد كرد و گفت : شما آدم خونسردي هستيد ولي فكر نمي­كنيد پسرتان با اين كارها لوس بشود ؟
مرد جواب داد دو سال پيش يك راننده مست پسر بزرگم را در حال دوچرخه­سواري زير گرفت و كشت .
من هيچ­گاه براي تام وقت كافي نگذاشته بودم . و هميشه به خاطر اين موضوع غصه مي­خورم . ولي حالا تصميم گرفتم اين اشتباه را در مورد سامي تكرار نكنم . سامي فكر مي­كند كه 5 دقيقه بيش­تر براي بازي كردن وقت دارد ولي حقيقت آن است كه من 5 دقيقه بيشتر وقت مي­دهم تا بازي كردن و شادي او را ببينم .
 
http://marshal-modern.ir/Archive/24096.aspx

پنج دقيقه­ اي كه ديگر هرگز نمي­توانم بودن در كنار تام ِ از دست رفته­ام را تجربه كنم.
 
http://marshal-modern.ir/Archive/24097.aspx
http://marshal-modern.ir/Archive/24092.aspx

بعضي وقتها آدم قدر داشته­ها رو خيلي دير متوجه مي­شه . 5 دقيقه ، 10 دقيقه ، و حتي يك روز در كنار عزيزان و خانواده ، مي­تونه به خاطره­اي فراموش نشدني تبديل بشه . ما گاهي آنقدر خودمون رو درگير مسا ئل روزمره مي­كنيم كه واقعا ً وقت ، انرژي ، فكر و حتي حوصله براي خانواده و عزيزانمون نداريم .
 
http://marshal-modern.ir/Archive/24098.aspx
 روزها و لحظاتي رو كه ممكنه ديگه امكان بازگردوندنش رو نداريم .
 
http://marshal-modern.ir/Archive/24099.aspx

هیچ وقت به گمان اینکه وقت دارید ننشینید.
 
http://marshal-modern.ir/Archive/24093.aspx
پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (4) ارسال نظر
مامان متین
16 آبان 90 13:59
خیلی عالی بود واقعا لذت بردم و یاد خاطرات خوش خودم و همسرم با پسرم متین افتادم . ممنون از تلنگر
زهرا-مامان آبتین
18 آبان 90 15:12
سلام متن خیلی جالب بود کاش همه ی پدر ها فرصت داشتن این متن رو میخوندن البته فکر میکنم این متن هم برای باباها و هم برای مامانا یه تلنگری هست. موفق باشید.
مامان نوژا
22 آبان 90 7:45
زیبا بود اما دلگیر
نگین مامان رادین
10 آذر 90 21:23
خیلی خیلی خوب بود.عکس ها هم عالی بودند دستتون درد نکنه.